السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
629
مصنفات مير داماد
در توجّه زيارة وطواف اهمال نمودن همانا كه دليل بر ضعف ايمان واسلام اوست وجنود نفوس امّارهاش به اغواى شياطين ستمكاره قدر جواهر انعامات بيكران پادشاهى وعنايات بىپايان شاهنشاهى وتوفيقاتى كه أو را روى نموده بودند ندانسته ، طوائر ملاعبات نفساني ومتابعات قواى جسماني را بر أغصان أشجار هواپرستى جاى داده وبه نغمات آرزوى ملاهي دنيوي از استماع أصوات معجز آيات طوطيان شكرستان مخاطبات آسمانى بازمانده . بىامر وفرمان قضا جريان خاقانى از دار السّلام بغداد ، صينت عن الفتنة والفساد ، فرار نموده ، متوجّه جانب شروان گشته ، كه شايد از آنجا به جانب بخارا تواند رفت ، كه در درگاه أعلى پادشاهى سخنان واهى أو را مسموع نداشتند . در آنجا به تفكّرات باطله وخيالات فاسده وآميزش وامتزاج با مخالفان نايرهء فتنه وفساد را تواند اشتعال داد . كفران نعمت دامنگير أو گشته ، گرفتار پادشاهان سرحد گرديده ، همانا كه حقيقت حال أو را به حاجبان درگاه عظمت واجلال عرض نمودهاند ، يقين كه آنچه مقتضاى حميّت پادشاهانه است در بارهء أو به عمل خواهد آمد . [ ثانيا ] وآنچه در باب نقض عهد به منسوبان آستان خلافت مكان وگله از وكيلان ذي شان بارگاه سعادت نشان ، وتمثيل قصّهء عمّار ياسر 2 ، در كتاب شريف مندرج گشته بود . بر آن أفادت وافاضتپناه مستور ومخفى وپوشيده ومختفى نماند كه چون در مفاوضهء عليّهء خاقانى وملاطفهء سنيّهء ظلّ سبحانى سفارش منثور ومنظوم ، كه در باب مشار إليه فرموده بودند ، منشيان فصيح البيان به وعده ووعيد اختتام داده ، با وجود اين حالت ، از اين جانب اسناد نقض عهد نه از مقولهء اذعان نسبت آن به مقرّبان آن درگاه گيتىپناه بود كه باعث اعتراض تواند شد . بلكه به واهمهء آنكه اگر خان احمد ثمرهء مرادي از شجره مغروسه كه در شوره زمين آرزوى محال نموده به تحصيل مقدّمات منتجهء به مخالفت فيما بين فائز گردد كه مطلب ومقصد اوست ، موجب نقض عهود مستمرّه ومخالف أوضاع مأهوله خواهد بود ، التماس آن شده بود كه وكلاى عالىشان رفيع مكان واحبّاى دولت كبرى واولياى سلطنت عظمى مضمون : ( وَلا تَنْقُضُوا الْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ) را